على اصغر ظهيرى

246

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

طيران مرغ ديدى تو ز پاى بند شهوت * بدر آى تا ببينى طيران آدميّت نه بيان فضل كردم كه نصيحت تو گفتم * هم از آدمى شنيدم بيان آدميّت عارفان برتر معمولًا در زير لباسهاى مندرس گمند و به خاطر گريزان بودن از شهرت ، به صورت يك فرد معمولى زندگى مىكنند . آنان به فكر جلب توجّه ديگران نيستند و به شدّت از مشهور شدن پرهيز دارند . بعنوان نمونه : از ميان عالمان برجسته شيعه كه حقّ زيادى به گردن ما داردند مىتوان از مرحوم « علّامهء طباطبايى » صاحب كتاب شريف « تفسير الميزان » ياد كرد . ايشان قيافهء ظاهرى بسيار معمولى داشتند و در عين حال بسيار ساده و پر جذبه بودند . اگر كسى ايشان را در معابر عمومى مىديد ، نمىشناخت و خلاصه قابل شناسايى نبود . لباسهاى ايشان بسيار ساده و نوع زندگى ايشان بسيار معمولى بود . چه بسيار اتّفاق مىافتاد كه برخى از مردم حتّى اهل علم ، ايشان را در جلسات مىديدند و بعد از معرّفى متوجه مىشدند كه ايشان علّامه است . آرى ! اينان قدم جاى سيره و روش وجود مقدّس رسول خدا و امامان معصوم عليهم السلام گذاشته بودند و درست شبيه آن بزرگواران كه در جلساتى غير قابل شناسايى بودند ، زندگى مىكردند . در احوالات رسول گرامى اسلام آمده است كه امير مؤمنان عليه السلام مىفرمود : اگر كسى وارد مجلس رسول خدا مىشد ، حضرت را نمىشناخت و همچنين در احوالات حضرت زين العابدين عليه السلام روايت شده است كه در بسيارى از اوقات كه ايشان به همراه كاروانى به قصد انجام مراسم حج مشرّف مىشد ، همسفران ايشان را نمىشناختند .